سفارشات همه روزه ارسال می شود
فروشگاه اینترنتی سبزآبی، نمایندگی انحصاری فروش اینترنتی لباس نوزاد و کودک برندهای تیک تاک و برگ سبز
چرا کودک چنگ می زند و گاز می گیرد؟ راهنمای برخورد والدین

چرا کودک چنگ می زند و گاز می گیرد؟ راهنمای برخورد والدین

  • 1405/05/12
  • 14
رفتار پرخاشگرانه در کودکان در سنین مختلف، دلایل متفاوتی دارند و با رشد مهارت‌ های کلامی و هیجانی، شکل بروز آن‌ تغییر می‌کند.

ممکن است برای والدین عجیب باشد که کودکی حدود چهار ساله، در حالی که به مادر، پدر یا فرد مورد علاقه اش نزدیک می شود، ناگهان او را محکم بگیرد، چنگ بزند، هل بدهد یا حتی گاز بگیرد. گاهی این رفتار زمانی اتفاق می افتد که کودک هیجان زده است و می خواهد محبت خود را نشان دهد و گاهی وقتی دیده می شود که کودک احساس می کند به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

این رفتارها می توانند برای والدین گیج کننده باشند؛ چون کودک از یک طرف به دنبال ارتباط و نزدیکی است و از طرف دیگر، شیوه ای که برای برقراری این ارتباط انتخاب کرده ممکن است آزاردهنده یا حتی دردناک باشد.

از دیدگاه روان شناسی رشد، برای درک این رفتار باید بین احساس، نیت و رفتار تفاوت قائل شویم. ممکن است احساس کودک محبت، هیجان یا نیاز به توجه باشد، اما چون هنوز مهارت کافی برای تنظیم هیجان و کنترل تکانه ندارد، این احساس در قالب رفتاری نامناسب مانند چنگ زدن، هل دادن یا گاز گرفتن ظاهر شود.

بنابراین، مسئله همیشه این نیست که «کودک چرا می خواهد به من آسیب بزند؟»؛ گاهی سؤال دقیق تر این است که «کودک در این لحظه چه احساسی دارد و هنوز بلد نیست آن را به شکل مناسبی بیان کند؟»

رفتارهای پرخاشگرانه در سنین مختلف کودکی چگونه تغییر می کنند؟

این رفتارها فقط مخصوص کودکان چهار ساله نیستند. چنگ زدن، گاز گرفتن، هل دادن یا زدن می تواند در سنین مختلف کودکی دیده شود، اما علت و شکل بروز آن با افزایش سن تغییر می کند.

1 تا 3 سالگی: کودک هنوز توانایی محدودی برای بیان خواسته ها و احساسات خود دارد و کنترل تکانه و مدیریت خشم و ناکامی برای او دشوار است. به همین دلیل، رفتارهایی مانند گاز گرفتن و زدن در این سن بیشتر دیده می شود.

3 تا 5 سالگی: مهارت های زبانی کودک پیشرفت کرده، اما تنظیم هیجان و کنترل تکانه هنوز در حال رشد است. کودک ممکن است به دلیل جلب توجه، هیجان شدید، حسادت، خشم یا ناکامی رفتار فیزیکی نشان دهد.

5 تا 7 سالگی: کودک معمولاً توانایی بیشتری برای بیان احساسات با کلمات پیدا کرده است. بنابراین، اگر رفتارهای فیزیکی شدید و مکرر همچنان ادامه داشته باشد، بهتر است علت آن دقیق تر بررسی شود.

سنین بالاتر: پرخاشگری ممکن است علاوه بر رفتار فیزیکی، به شکل کلامی یا اجتماعی و رابطه ای نیز بروز کند؛ برای مثال، طرد کردن دیگران یا تلاش برای آسیب زدن به روابط اجتماعی.

در نتیجه، رفتار فیزیکی در سال های اولیه کودکی لزوماً به معنای وجود یک مشکل جدی نیست؛ اما با افزایش سن، نوع، شدت و تداوم رفتار اهمیت بیشتری پیدا می کند.

چهار سالگی؛ دوره ای مهم در رشد هیجانی کودک

چهار سالگی یکی از دوره های مهم رشد اجتماعی و هیجانی است. کودک در این سن معمولاً نسبت به سال های قبل توانایی زبانی بیشتری دارد و می تواند احساسات و خواسته های خود را بهتر بیان کند، اما این به معنای کامل شدن توانایی او در کنترل هیجان نیست.

کودک ممکن است بداند که «نباید کسی را بزند» یا «نباید چنگ بزند»، اما وقتی هیجان شدیدی را تجربه می کند، هنوز نتواند این دانسته را به موقع در رفتار خود اجرا کند.

به عبارت دیگر، دانستن یک قانون با توانایی اجرای آن در شرایط هیجانی یکسان نیست.

برای مثال، کودک ممکن است در حالت آرام توضیح دهد که نباید کسی را گاز بگیرد، اما چند دقیقه بعد، هنگام خشم یا هیجان شدید، دوباره همان رفتار را تکرار کند. این موضوع نشان می دهد که کودک به جای اینکه فقط قانون را بشنود، به تمرین و آموزش مهارت های تنظیم هیجان و کنترل تکانه نیاز دارد.

آیا چنگ زدن می تواند نشانه محبت باشد؟

گاهی بله؛ اما نباید هر رفتار خشونت آمیزی را به عنوان «ابراز محبت» تفسیر کرد.
برخی کودکان هنگام تجربه هیجان و محبت شدید، بدن خود را با شدت بیشتری به فرد مورد علاقه شان نزدیک می کنند. محکم بغل کردن، فشار دادن، کشیدن لباس یا حتی چنگ زدن ممکن است نوعی رفتار تکانشی باشد که در آن کودک هنوز مرز بین «ابراز محبت» و «آسیب نرساندن» را به خوبی یاد نگرفته است.
برای مثال، ممکن است کودک از دیدن مادرش بسیار خوشحال شود و او را محکم بغل کند، اما در همان لحظه ناخن هایش را روی دست مادر فشار دهد. احتمالاً هدف کودک آسیب زدن نیست، اما رفتارش همچنان نیاز به اصلاح دارد. والد می تواند در چنین موقعیتی بگوید:

«می دونم خیلی خوشحالی که منو دیدی و می خوای بغلم کنی، اما چنگ زدن درد داره. بیا با دست های آروم بغلم کن.»

در این پاسخ، احساس کودک پذیرفته می شود، اما مرز رفتاری نیز به شکل روشنی مشخص می شود.

وقتی کودک برای جلب توجه رفتار خشن نشان می دهد یکی دیگر از دلایل احتمالی رفتارهای پرخاشگرانه، تلاش کودک برای جلب توجه است.

کودکان خیلی زود متوجه می شوند که بعضی رفتارها واکنش بیشتری از بزرگسالان ایجاد می کنند. اگر کودک بارها تجربه کرده باشد که هنگام صحبت آرام کسی به او توجه نمی کند، اما با چنگ زدن، زدن یا جیغ کشیدن همه نگاه ها به سمت او برمی گردد، ممکن است به تدریج این رفتار را به عنوان راهی برای دریافت توجه یاد بگیرد. این به معنای آن نیست که کودک آگاهانه تصمیم گرفته است «خشونت کنم تا توجه بگیرم». در بسیاری از موارد، این فرایند نوعی یادگیری رفتاری است. به همین دلیل، واکنش والد اهمیت زیادی دارد. بهتر است هنگام رفتار آسیب زننده، واکنشی کوتاه، آرام و قاطع داشته باشیم:

«من اجازه نمی دم منو بزنی.»

پس از آرام شدن کودک، می توان راه جایگزین را به او آموزش داد:

«اگر می خوای با من بازی کنم، می تونی بگی مامان، بیا با من بازی کن.»

کودک باید یاد بگیرد که برای دریافت توجه، روش های مؤثر و قابل قبول دیگری نیز وجود دارد.

همیشه خشم پشت رفتار پرخاشگرانه نیست

هر رفتار فیزیکی را نباید مستقیماً به خشم نسبت داد. چنگ زدن، هل دادن، گاز گرفتن یا زدن ممکن است در شرایط مختلفی رخ دهد؛ از جمله هنگام خشم و ناکامی، حسادت، جلب توجه، هیجان و شادی شدید، خستگی یا گرسنگی و حتی زمانی که کودک نمی تواند احساس خود را با کلمات بیان کند.

به همین دلیل، والد بهتر است به جای تمرکز صرف بر رفتار، به اتفاقاتی که قبل و بعد از آن رخ داده نیز توجه کند.

از خودتان بپرسید:

  • قبل از رفتار کودک چه اتفاقی افتاد؟
  • آیا فرد دیگری در آن لحظه توجه والد را به خود جلب کرده بود؟
  • آیا کودک خسته، گرسنه یا هیجان زده بود؟
  • آیا خواسته ای از کودک رد شده بود؟
  • بعد از رفتار کودک چه واکنشی نشان داده شد؟

پیدا کردن این الگوها می تواند به والد کمک کند علت رفتار را بهتر بشناسد و از تکرار موقعیت های محرک پیشگیری کند.

علت پرخاشگری کودک و راه کارهایی برای رفع آن

آیا دخترها و پسرها در این زمینه تفاوت دارند؟

تحقیقات روان شناسی رشد نشان می دهند که به طور میانگین، پسران رفتارهای پرخاشگرانه مستقیم و فیزیکی بیشتری مانند ضربه زدن و درگیری بدنی نشان می دهند. در مقابل، برخی پژوهش ها نشان داده اند که دختران ممکن است بیشتر از شکل های غیرمستقیم یا رابطه ای پرخاشگری، مانند طرد کردن یا آسیب زدن به روابط اجتماعی، استفاده کنند.

یک فراتحلیل بزرگ از 148 مطالعه نیز تفاوت جنسیتی در پرخاشگری مستقیم را نشان داده است، در حالی که تفاوت جنسیتی در پرخاشگری غیرمستقیم بسیار کوچک تر بوده است.

با این حال، این نتایج میانگین های گروهی هستند و نباید برای قضاوت درباره یک کودک خاص استفاده شوند. محیط خانواده، الگوهای رفتاری والدین، فرهنگ، خلق وخو، مهارت های زبانی و توانایی تنظیم هیجان همگی بر رفتار کودک تأثیر دارند.

بنابراین، نباید رفتار کودک را صرفاً بر اساس جنسیت او توضیح داد. اینکه کودک دختر یا پسر است، به تنهایی علت رفتار پرخاشگرانه او را مشخص نمی کند.

والدین چگونه باید با رفتار پرخاشگرانه کودک برخورد کنند؟

1. احساس را بپذیرید، اما رفتار را اصلاح کنید

کودک باید بداند که احساساتش قابل قبول هستند، اما هر رفتاری برای بیان آنها مناسب نیست.

مثلاً بگویید:

«می فهمم خیلی عصبانی شدی، اما زدن ممنوعه.»

یا:

«می دونم خیلی خوشحالی منو دیدی، اما چنگ زدن درد داره.»

این روش به کودک کمک می کند بفهمد احساسات ممنوع نیستند، اما رفتار آسیب زننده باید اصلاح شود.

2. مرز را کوتاه و قاطع مشخص کنید

هنگام رفتار فیزیکی، سخنرانی طولانی معمولاً مؤثر نیست. یک جمله کوتاه و ثابت بهتر است:

«من اجازه نمی دم کسی رو بزنی.»

«چنگ زدن درد داره. دست هات باید آروم باشن.»

قاطعیت به معنای فریاد زدن یا تهدید کردن نیست. کودک به یک مرز روشن نیاز دارد، نه واکنش هیجانی شدید والد.

3. به کودک رفتار جایگزین یاد دهید

فقط گفتن «نکن» کافی نیست. کودک باید بداند به جای آن چه کاری انجام دهد.

اگر برای جلب توجه چنگ می زند، به او یاد دهید بگوید:

«مامان، به من نگاه کن.»

اگر عصبانی است، احساسش را با کلمات بیان کند:

«من عصبانی ام.»

اگر می خواهد کسی را بغل کند، درخواست کند:

«می تونم بغلت کنم؟»

هدف این است که کودک به مرور یاد بگیرد احساس خود را با کلمات و رفتارهای مناسب بیان کند.

مشاهده لباس نوزادی پسرانه

4. توجه مثبت را بیشتر کنید

اگر کودک فقط هنگام رفتار نامناسب توجه دریافت کند، ممکن است ناخواسته همان رفتار تقویت شود.

والدین بهتر است در طول روز زمانی را برای توجه مثبت به کودک اختصاص دهند؛ مانند بازی مشترک، گفت وگو، بغل کردن یا انجام یک فعالیت دونفره.

همچنین رفتارهای مناسب کودک را مشخص و مستقیم تشویق کنید:

«خیلی خوب گفتی که می خوای باهات بازی کنم.»

«دیدم عصبانی شدی، ولی دستت رو کنترل کردی.»

پژوهش های مربوط به اجتماعی سازی هیجان نیز نشان می دهند که شیوه واکنش والدین به هیجان های کودک با مشکلات رفتاری او ارتباط دارد. بنابراین، نحوه پاسخ والد به احساسات کودک می تواند بخشی از فرایند یادگیری تنظیم هیجان باشد.

5. خودتان الگوی تنظیم هیجان باشید

کودک فقط از توصیه های والدین یاد نمی گیرد؛ او واکنش های آنها را نیز مشاهده می کند.

اگر والد هنگام عصبانیت فریاد بزند، تهدید کند یا رفتار فیزیکی داشته باشد، کودک ممکن است همین الگو را یاد بگیرد.

آرام ماندن همیشه آسان نیست، اما والد می تواند به کودک نشان دهد که می توان عصبانی یا ناراحت بود، بدون اینکه به دیگران آسیب زد.

آیا تنبیه فیزیکی راه حل است؟

تنبیه فیزیکی راهکار مناسبی برای متوقف کردن پرخاشگری کودک نیست. وقتی کودک برای یادگیری «نزن» کتک می خورد، ممکن است پیام متناقضی دریافت کند و تصور کند استفاده از زور در شرایط خاص قابل قبول است.

هدف والد نباید فقط متوقف کردن رفتار باشد؛ بلکه باید به کودک کمک کند مهارتی را یاد بگیرد که جایگزین رفتار نامناسب شود.

به جای تنبیه، می توان رفتار را متوقف کرد، مرز مشخصی گذاشت، احساس کودک را نام گذاری کرد و سپس روش مناسب تری برای بیان آن احساس به او آموزش داد.

مشاهده لباس نوزادی دخترانه

چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟

رفتارهای پرخاشگرانه خفیف و گاه به گاه در سال های پیش دبستانی لزوماً نشانه اختلال نیستند. با این حال، اگر رفتار کودک بسیار شدید، مکرر یا رو به افزایش باشد، باعث آسیب جدی به دیگران شود یا در خانه و مهدکودک به طور مداوم تکرار شود، بهتر است با روان شناس کودک یا متخصص رشد مشورت شود.

همچنین اگر رفتار پرخاشگرانه همراه با مشکلات قابل توجه در ارتباط، بازی، زبان یا تنظیم هیجان باشد یا با وجود واکنش های تربیتی مناسب همچنان ادامه پیدا کند، ارزیابی تخصصی می تواند به شناسایی علت و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.

هوش مصنوعی و بازی های کودکان

کودک به جای تنبیه، به آموزش نیاز دارد


کودک ممکن است برای جلب توجه، از شدت هیجان یا حتی هنگام ابراز محبت، رفتاری فیزیکی مانند چنگ زدن، گاز گرفتن یا فشار دادن نشان دهد. این رفتارها نباید بلافاصله به معنای «خشن بودن» یا «بدرفتاری» کودک تفسیر شوند. در بسیاری از موارد، کودک هنوز در حال یادگیری مهارت هایی مانند تنظیم هیجان، کنترل تکانه، همدلی و ارتباط کلامی است. بهترین واکنش والد ترکیبی از سه کار است: احساس کودک را ببینیم، رفتار آسیب زننده را متوقف کنیم و راه جایگزین را آموزش دهیم. می توان به کودک گفت:

«می فهمم خیلی هیجان زده ای و می خوای منو بغل کنی. منم دوستت دارم، اما چنگ زدن درد داره. بیا با دست های آروم بغلم کن.»

هدف تربیت کودکی نیست که هیچ وقت عصبانی، هیجان زده یا ناکام نشود؛ چنین چیزی واقع بینانه نیست. هدف این است که کودک به تدریج یاد بگیرد با احساسات شدید خود چه کند و چگونه آنها را بدون آسیب رساندن به دیگران بیان کند. این مهارتی است که از سال های نخست کودکی شکل می گیرد و با آموزش، تمرین و الگوگیری از والدین، در طول رشد کامل تر می شود.