نحوه برخورد با کودکان و نوزادان در بحران ها و تنش ها در جنگ
برخورد با کودکان و نوزادان در شرایط جنگی و بحران های شدید، یکی از حساس ترین و دشوارترین وظایف برای والدین و مراقبان است. در این شرایط، کودک نه تنها با خطرات فیزیکی، بلکه با فروپاشی دنیای امن خود نیز روبرو است.
در اینجا راهکارهای عملی برای مدیریت این شرایط را در دو بخش نوزادان و کودکان تقسیم بندی شده است:
مراقبت از نوزادان (0 تا 2 سال)
نوزادان توانایی درک مفهوم «جنگ» را ندارند، اما آن ها «تنش های بدنی» شما و محیط را به شدت حس می کنند.
1. حفظ آرامش ظاهری: نوزاد از طریق ضربان قلب، تنفس و میزان ترشح هورمون کورتیزول شما، استرس را دریافت می کند. حتی اگر خودتان در حال ترسیدن هستید، سعی کنید با صدای آرام و حرکات ملایم، محیطی آرام برای او ایجاد کنید.
2. تماس پوستی (Skin-to-Skin): در زمان تنش ها، چسبیدن نوزاد به بدن والد، سطح هورمون های آرام بخش او را بالا می برد و امنیت روانی او را تأمین می کند.
3. تغذیه منظم: در شرایط بحران، تلاش کنید روتین شیردهی (چه شیر مادر و چه شیر خشک) را تا حد امکان حفظ کنید. تغذیه منظم، تنها عامل ثبات در دنیای نوزاد است.
4. حفظ روتین های ساده: اگر امکان دارد، زمان خواب و بیدار شدن را تا حد ممکن مشابه حالت عادی نگه دارید.
مراقبت از کودکان (2 تا 12 سال)
کودکان در این سن شروع به پرسیدن سوالات می شوند و ممکن است با کابوس، لکنت زبان یا رفتارهای پس رگرسیون (مثل ادرار بی اختیاری یا دوباره مکیدن انگشت) روبرو شوند.
1. صداقتِ متناسب با سن: به کودک دروغ نگویید (مثلاً نگویید "هیچ اتفاقی نمی افتد")، چون اگر اتفاقی بیفتد، اعتماد او به شما از بین می رود. به جای ترساندن، واقعیت را ساده بگویید: «الان شرایط کمی سخت شده و ما باید در این جای امن بمانییم تا همه چیز آرام شود.»
2. پاسخ به سوالات: کودکان ممکن است سوالات تکراری یا عجیب بپرسند. این ها راه آن ها برای پردازش اطلاعات است. با حوصله پاسخ دهید و اجازه دهید احساساتشان (ترس، خشم یا غم) را ابراز کنند.
3. ایجاد «جزیره امن»: حتی در یک پناهگاه یا اتاق کوچک، سعی کنید یک گوشه را با اسباب بازی ها یا کتاب های مورد علاقه، به عنوان «منطقه بدون بحث درباره جنگ» تعیین کنید.
4. حفظ روتین های روزانه: بازی کردن، داستان خواندن یا حتی انجام یک بازی ساده خانوادگی، به کودک حس «کنترل» و «نظم» می دهد که در جنگ به شدت از دست رفته است.
5. پرهیز از تماشای اخبار: از تماشای تصاویر خشن اخبار توسط کودک جلوگیری کنید. اگر مجبور به شنیدن اخبار هستید، سعی کنید در حضور آن ها نباشد.
تأثیر طبیعت بر روحیه کودکان در شرایط پر تنش
نکات حیاتی برای والدین (مراقبِ مراقب)
شما نمی توانید از کسی مراقبت کنید اگر خودتان از نظر روانی کاملاً فروپاشیده باشید:
1. احساس گناه را رها کنید: این که نمی توانید دنیای ایده آلی برای فرزندتان فراهم کنید، تقصیر شما نیست.
2. حمایت متقابل: اگر با فرد دیگری (همسر یا خویشاوند) هستید، از هم حمایت کنید. نوبتی آرامش خود را بازیابی کنید.
3. شناخت علائم خطر: اگر کودک دچار سکوت مطلق، بی اشتهایی شدید یا رفتارهای تهاجمی مداوم شد، نشانه های آسیب روانی عمیق است و در صورت امکان باید با متخصص مشورت شود.
در بحران، هدف شما «حل کردن جنگ» نیست؛ هدف شما «حفظ اتصال عاطفی» با فرزندتان است. حضور فیزیکی و محبت آمیز شما، قدرتمندترین سلاح برای محافظت از سلامت روان آن هاست.
والدینِ سختگیر تو روزهای جنگ، معمولاً ناخواسته می رن روی «حالت بقا»؛
کنترل بیشتر، آزادی عمل کمتر و سخت گیری روی جزئیات.
اما پشت این رفتار یک ترس پنهان هست:
«اگه من کنترل نکنم، دنیا سقوط می کنه.»
اما
بچه ها این پیام رو دقیق و دردناک دریافت می کنن:
«تو امنیت نداری… حتی وقتی خونه ای.»
نتیجه ها:
• اضطراب مزمن
• کمال گرایی بیمارگونه
• وابستگی شدید به تأیید
• یا برعکس: رفتاری انفجاری و پرخاشگری
جنگ همیشه فقط به ساختمان ها صدمه نمی زنه؛
گاهی سختگیری های ناشی از ترس، مستقیماً به قلب بچه ها شلیک می کنه.
سوال:
چطوری در روزهای جنگ برای درس خواندن بچه ها کمک کننده باشم؟
1. حمایت، نه اجبار: به جای اینکه فقط بگید «باید بخونی!»، بپرسید «چطور می تونم کمکت کنم تمرکز کنی؟»
2. انعطاف پذیری در برنامه: شاید لازم باشه زمان مطالعه کمی تغییر کنه. به جای «حتما باید الان بخونی»، بگید «مثلا تا قبل شام تمارین ریاضیتو تموم کن، وقتی حس کردی آمادگیشو داری، شروع کن.
مهدیه فرح آبادی روانشناس کودک و نوجوان در ادامه درباره جنگ می گوید:
"توی کار با بچه ها «معنا» مثل یه چراغ کوچیکه؛ حتی وسط تاریکیِ بحران هم می تونه کمک کنه راه پیدا کنیم. وقتی یه بچه می ترسه یا گیج می شه، ما قرار نیست بگیم «همه چی خوبه»؛ فقط کمکش می کنیم بفهمه این احساس هاش یعنی چی و اینکه می شه درباره ش حرف زد.
با بازی، نقاشی یا قصه، کم کم یاد می گیرن از دل ترس هاشون یه داستان بسازن که خودشون قهرمانش هستن. همین معناسازی بهشون حس کنترل می ده و این اولین قدم تاب آوریه.
شما و فرزندتون تابحال جنگ رو تجربه نکردین، اما می تونین بهش بگین هر جنگی یه روز تموم می شه. براش یادآوری کنین دفعه هایی که از چیزی ترسیده بود اما تونسته بود از پسش بر بیاد؛ مثل ترس از تاریکی یا اولین روز یه کلاس جدید.
وقتی از چیزهای سخت حرف می زنین، حتما کنارِش از روزهای خوب آینده هم بگین.
تاب آوری یه مسیرِ رشدیِ طبیعیه و هر بچه ای کم کم یادش می گیره. مهارت هایی که الان یاد می گیره بعد از جنگ هم براش می مونه. فقط یادتون باشه شما هم مثل بچه تون دارین یه دوره سخت و دردناک رو تحمل می کنین.
کودک تا 9–10 سالگی بیشتر از طریق والد، آرام بودن رو یاد می گیرن
گاهی بچه ها بعد از شنیدن صدای انفجار یا تجربه ی جنگ، یکهو می ترسن و بدنشون تا مدت ها حالت آماده باش می مونه. این ترس یه واکنش طبیعیه چون مغز کودک هنوز نمی فهمه جنگ تموم شده.
کار والدین تو این شرایط خیلی مهمه.
✔️ اولین قدم اینه که *به بچه امنیت بدیم. با یه جمله ساده مثل:
«عزیزم الان امنیم، خطری نیست، من کنارتم.»همین جمله ساده به مغز بچه پیام میده که لازم نیست بیشتر بترسه.
✔️قدم دوم اینه که احساس و شرایط رو کوتاه توضیح بدیم کنیم؛ مثلا بگیم:
«گاهی بعد از جنگ بعضی صداها در اطراف هست، اما این ها خطرناک نیستند.»
«این فقط یک صدای بلند بود، نه چیزی که به ما آسیب بزنه.»
این توضیح ساده کمک می کنه مغز کودک ارتباط صدای بلند = خطر را شل کند.
✔️بعدش میشه از تنفس آروم کمک گرفت؛ با هم دم و بازدم های عمیق انجام بدید، یا یه بازی کوچیک مثل فوت کردن شمع خیالی. اینا سیستم عصبی بچه رو از حالت ترس درمیاره.
✔️اگه دوست داشت، بذارین نقاشی بکشه یا با اسباب بازی ها داستان بسازه. این بهترین روشیه که مغزش اون اتفاق رو پردازش کنه.
✔️و در نهایت، حواسمون باشه بچه رو بی دلیل دوباره در معرض صداها، خبرها و تصویرهای جنگ قرار ندیم. مخصوصا صحبت های بزرگسالان در مورد جنگ، یادمون باشه بچها هنوز سیستم عصبی حساسی دارن و هنوز آمادگیشو نداره.
✔️در کل، ما با آرامش خودمون، پذیرفتن احساسش و چند تکنیک ساده* می تونیم کمک کنیم هیجانش تنظیم بشه و احساس امنیت دوباره برگرده.
کودک تا 9–10 سالگی بیشتر از طریق والد، آرام بودن رو یاد می گیرن و اینکه چگونه آرام بمونن.
✅️چه زمانی نیاز به متخصص داریم؟
اگر این نشانه ها بیشتر از 4–6 هفته ادامه داشته باشند:
- کابوس های مکرر
- چسبندگی زیاد به والدین
- پرش و ترس شدید با هر صدای معمولی
- شب ادراری
- تغییر زیاد در خواب/غذا
- پرخاشگری یا کناره گیری شدید
به یک روانشناس کودک متخصص تروما مراجعه کنید.
میخوام برای فرزندم محیطی ایجاد کنم که در شرایط فعلی احساس امنیت داشته باشه چکار کنم؟
پاسخ دکتر طباطبایی فر رو در ادامه بخوانید.
یکی از سختترین قسمت های فرزند پروری، کنترل روی احساسات و هیحاناتمون هستش یعنی وقتی من اضطراب بالایی دارم و خیلی ترسیدم بچه من حتی کوچیک و نوزاد هم باشه متوجه تنش میشه. حالا من چکار کنم؟
✔️دور کردن کودک از منابع استرس مثل اخبار جنگ، و تصاویر خشونت بار یا گفتگوهای پر تنش بزرگسالان علاوه بر نظارت روی منابع اضطراب کودکان باید برای خودمون هم حد و مرز بزاریم و دنبال کردن اخبار رو محدود کنیم مثلا در دو بازه، اخبار رو دنبال کنیم اینطوری اضطراب گاه وبیگاه هم کمتر سراغمون میاد
✔️مورد دوم روتین سازی هستش که به کودک احساس کنترل روی شرایط و امنیت میده، روتین سازی یعنی ساختن ساختار روزانه، بازی خوردن، خوابیدن، کتاب خوندن و حتی ساعت تکالیف درسی
✔️ مورد سوم حضور فیزیکی و مهربان والدین هستش که میتونه شامل در آغوش گرفتن، صدای آرام، تماس چشمی، دست کودک رو نوازش کردن یا دست به شانه زدن باشه. این لمس مهربانانه به کودک احساس امنیت منتقل میکنه.
مراقب خودتون و کوچولوهاتون باشین!
نکات بیشتر روانشناسی کودک و نوجوان را در بله دنبال کنید.















