سبزآبی، نمایندگی انحصاری فروش اینترنتی لباس نوزاد و کودک برندهای تیک تاک و برگ سبز
هوش هیجانی کودک را بشناسید

هوش هیجانی کودک را بشناسید

  • 1400/2/12
  • 21
هوش یکی از اصلی ترین ویژگی‌ها و برتری های بشر است که به گفته روانشناسان دارای انواع مختلفی می باشد.

هوش هیجانی یکی از انواع هوش است که ممکن است بارها و بارها به گوش شما خورده باشد. در این مقاله قصد داریم تا درباره هوش هیجانی کودک که یکی از مهم ترین بخش های وجودی او را در بر می گیرد و در واقع بیان کننده ی هیجانات اوست، صحبت کنیم.

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی یا عاطفی (EQ) به معنای شناخت و کنترل احساسات و هیجانات است. به بیانی دیگر هوش هیجانی نوعی از هوش است که باعث می شود هرکس بتواند بهتر عواطف خود را کنترل کند و در برخورد با دیگران و موقعیت های مختلف واکنش های بهتر نشان بدهد. از این رو این هوش از اهمیت بالایی برخوردار است. درواقع هوش هیجانی یعنی فرد می تواند بر احساساتی که تجربه می کند نظارت کرده و آن ها را شناسایی کند. و بین احساسات مختلفش تمایز قائل شود و به درستی آن ها را بنامد. هوش هیجانی به فرد کمک می کند تا از اطلاعات هیجانی اش استفاده کرده و با استفاده از آن ها بیندیشد یا رفتار کند.
هوش هیجانی کودک از همان بدو تولد شروع به رشد می نماید و کودکان ظرفیت های مختلفی از این هوش را دارا هستند. اما بایستی بدانید که در هرحال هوش هیجانی قابل پرورش است و والدین با آموزش های درست و مناسب می توانند باعث رشد خوش هیجانی در کودک خود بشوند.
هوش هیجانی یعنی توانایی پایش و در نظر گرفتن احساسات خود و دیگران.

دسته های مختلف هوش هیجانی

  • ادراک و شناسایی هیجانات
  • استفاده به جا و درست از هیجانات
  • درک کردن هیجانات در خود و دیگری
  • مدیریت و تنظیم هیجانات

چگونه هوش هیجانی کودک را تقویت کنیم؟

از آنجایی که هوش هیجانی در کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است، در این مقاله می خواهیم راه های افزایش هوش هیجانی کودکان را به شما آموزش دهیم.

هیجانات کودک را بشناسید.

از هیجانات کودکان مطلع باشید و این هیجانات را به عنوان فرصتی برای ایجاد صمیمیت با کودکان در نظر بگیرید. سعی کنید با همدلی و صداقت به احساسات کودکان گوش کنیدو به او کمک کنید تا هیجانات خود را به نحو صحیح برای شما بیان کنند. والدین دقت داشته باشید که هرگز احساسات و هیجانات کودک خود را تحقیر نکنید و خشم کودک خود را نادیده نگیرید. برای مثال: به او نگویید زخمی به این کوچکی که درد ندارد، بلکه با او بگونه ای رفتار کنید که بتواند احساسات واقعب خود را برای شما بازگو کند.

هوش هیجانی و همدری

با کودک همدردی کنید.

والدین دقت داشته باشید که حتی اگر نمی توانید برای رفع ناراحتی فرزند خود کاری انجام دهید، حداقل با او همدردی کنید. همدردی به معنای موافقت با کودک نیست، بلکه نشان می دهد می توانید او را درک کنید و از چشم او به ماجرا بنگرید. همین که کودک بداند کسی او را می فهمد و درک می کند، باعث تسکین دردش می شود. زیرا انسان ها به صورت ذاتی به دنبال پناهگاهی امن هستند تا بتوانند خود و احساسات شان را خالی کنند.

آرامش را به کودک خود بیاموزید.

کودکی که بهره هوش هیجانی بالایی داشته باشد، قادر است ارتباط بهتری با احساسات خود برقرار و در هنگام اوج هیجان های عاطفی و هیجانی خود را آرام تر کند، دیگران را بهتر درک کند، با آنها بهتر ارتباط برقرار کند و روابط دوستانه ای داشته باشد. از این رو همواره به کودک خود یاد دهید که چگونه خودش را تسکین دهد و آرام کند.کودک، معنای آرامش بخشیدن را از والدین می آموزد و یاد می گیرد که چگونه نیازهای خود را کنترل کند و در زندگی، چگونه خود را در برابر مشکلات آرام نگه دارد. از این رو والدین دقت کنند که باید الگوی مناسبی برای کودکان خود باشند.

تجربه های خود را با کودک در میان بگذارید.

وقتی کودک نوپای شما بزرگ تر می شود، ممکن است برایش مفید، کمک کننده و آموزنده باشد که احساساتش را به تجربیات افراد دیگر، از جمله خود شما ربط دهید. مثلاً اگر او از رفتن به پیش دبستانی می ترسد، می توانید برایش تعریف کنید که وقتی شغل جدیدی را شروع کردید چقدر استرس داشتید و چگونه یک دوست به شما کمک کرد که بر اوضاع مسلط باشید.
وقتی او به خواهر یا برادرش حسادت می کند، در مورد زمانی که صحبت کنید که احساس می کردید کنار گذاشته شده اید، چون برادرتان هدیه ی خاصی گرفته بود و نعریف کنید چه چیزی باعث شد حالتان بهتر شود.
کتاب ها، آهنگ ها، داستان ها و بازی هایی پیدا کنید که به تجربه ی او مربوط باشد. به عنوان مثال، وقتی یک سریال تلویزیونی را با هم تماشا می کنید، درباره ی اینکه شخصیت های داستان ممکن است چه احساسی داشته باشند صحبت کنید تا او یاد بگیرد و متوجه شود این تنها او نیست که مشکلی دارد و بیاموزد که روش های سالم زیادی برای مدیریت احساسات وجود دارد.

حل مسئله را به کودک خود یاد بدهید.

اغلب اوقات، وقتی کودکان (و نوجوانان) عواطف خود را درک کردند و آن را پذیرفتند، از قدرت احساسات کاسته می شود و کم کم ناپدید می شوند. اینجاست که زمان حل مسئله فرا می رسد. گاهی کودکان خود از پس این کار برمی آیند. گاهی نیز به هم فکری و کمک شما نیاز دارند. عموما والدین خیلی دوست دارند که مشکلات کودکان خود را حل کنند اما دقت کنید تا زمانی که خود کودک از شما کمک نخواست پا پیش نگذارید. با این کار به او می گویید به توانایی او برای حل مشکلاتش اعتماد دارید.
در واقع به کودکان خود بیاموزید که احساسات خود را حس و درک کنند، با آن مدارا کنند و بدانند لازم نیست در واکنش آنی به احساسات خود کاری انجام دهند. به آن ها یاد بدهید که وقتی فشار احساسات از روی او برداشته شد، در صورت لزوم می تواند به حل مشکل بپردازد و کاری انجام دهد.

آسیب های عدم کنترل هوش هیجانی در کودکان

  • اختلالات شخصیتی
  • افسردگی
  • اختلالات اضطرابی
  • اسکیزوفرنی
  • اختلال شخصیت اسکیزوتایپیال

لباس نوزاد

لباس نوزاد

  • 1901
  • 1396/3/11